خوشبختی یک حالت ذهنی است.شما آزادید خوشبختی را انتخاب کنید. ممکن است این امر خیلی ساده بنطر برسد. همین طور هم هست . ممکن است به همین جهت هم مردم در موقع جستجوی خوشبختی راه اشتباه را در پیش گیرند .
زیرا سادگی خوشبختی را درک نمی کنند. چیزهای مهم و بزرگ زندگی چیزهای ساده و خلاقند . آنها سلامتی و خوشبختی تولید می کنند.
چگونه می توان خوشبختی را انتخاب کرد ؟
حالا شروع کنید به انتخاب خوشبختی . راهش این است:
وقتی که بامداد چشم خود را باز می کنید به خود بگویید:
" امروز نظم الهی از زندگی من حفاظت خواهد کرد. امروز برای من روز نو و شگفت انگیزی است.روز دیگری مانند امروز بوجود نخواهد آمد.در تمام روز یک قوه الهی مرا هدایت خواهد کرد.امروز به هر کاری دست بزنم موفق می شوم. محبت الهی مرا در بر گرفته است و من در آرامش پیش می روم. هرگاه توجه من از آنچه خوب و سازنده است منحرف شود فورا شروع به تفکر درباره ی چیزی می کنم که خوب و زیبا است.من یک موجود معنوی هستم و با نیروی روحی ام مانند یک مغناطیس ، تمام چیزهایی را که مرا خوشبخت می کنند به خود جذب می کنم .من امروز به هر کاری که دست بزنم به طرز شگفت انگیزی کامیاب می شوم."
هر روزتان را به صورت فوق آغاز کنید و آنگاه خوشبختی را انتخاب کرده و به انسانی شاد که بذر خوشبختی را می پراکند درآئید.
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 10:2  توسط مريم
|
فرقی نمی کنه که 14 فوریه باشه یا 29 بهمن . مهم اینه که :

است که تو قادر به بخشيدنش هستي . آنرا دريغ نکن !
!!Happy Valentine Day
* سپندار مذگان روز عشاق ایرانی مبارک باد *

لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 9:22  توسط مريم
|

فقط براي امروز خشمگين نباش
فقط براي امروز نگرا ن نباش
فقط براي امروز ، شكرگزار باش
فقط براي امروز سخت كوش باش
فقط براي امروز با مردم مهربان باش
جسم بيروني شما تجلي بيروني احساس دروني شما مي باشد.
فقط براي امروز خشمگين نباش
وقتي هر يك از انتظارات ما تحقق نپذيرد، انرژي اي كه بايد خودش را در اين تحقق پذيري انتظاراتمان ، نشان مي داد ، به عصبانيت تبدييل مي شود. در مورد فردي كه در زندگي احساس خشمگين بودن و خارج از كنترل بودن مي كند، اين انرژي به صورت عصبانيت در رابطه با چيزي يا كسي ابراز مي شود. چيزي كه مورد عصبانيت فرد واقع شده، ممكن است عامل عصبانيت او نباشد.
عصبانيت سركوب شده در قسمت فوقاني پشت بدن دقيقأ در نواحي زير شانه ها حبس مي شود.
بهتر است مكانيزيم عصبانيت را بيابيم و در هر يك از موارد علتي را كه سبب عصبانيت ما شده ، جستجو كنيم، گاهي اوقات آگاه شدن از علت ممكن است ما را از لزوم ادامه عصبانيتمان رها كند.
فقط براي امروز نگرا ن نباش
نگراني فقط به آينده بدون امنيت مربوط مي شود.
نگراني فقط در مورد چيزهايي ايجاد مي شود كه ممكن است اتفاق بيفتند يا نيفتند، در هر حال اين نگراني هميشه به آينده مربوط مي شود.
وقتي شما در مورد اتفاقاتي كه مي تواند در آينده رخ دهد فكر كنيد و همچنين از تصور اينكه اين اتفاقات مكن است مانعي در مسير رشد و ترقي شما ايجاد كند، نگراني ايجاد مي شود. اگر امروز و در حال حاضر زندگي به صورت آرام و يكنواخت پيش مي رود، ما از وقايع نامطلوبي كه ممكن است در آينده آرامش و يكنواختي زندگي ما را برهم زنند، مي ترسيم.
نگراني همچنين مي تواند در مورد سلامتي افرادي باشد كه به آنها وابستگي داريم.
نگراني در شرايطي ايجاد مي شود كه ما تصور كنيم حوادث در زندگي ما بدون هيچ دليلي اتفاق مي افتند. ما هنوز قبول نكرده ايم كه هر چيز كه در زندگي ما اتفاق مي افتد علت و دليلي دارد. با پذيرش اين مسأله كه طرح و نقشه ماهرانه تري وجود دارد و تمام حوادث و وقايعي كه در اين طرح و نقشه رخ مي دهد و ما تجربه مي كنيم براي ما لازم و ضروري است, نگراني ما برطرف مي شود. در اين زمان است كه آينده را مي پذيريم و در نتيجه با اين پذيرش هيچ گونه احساس عدم امنيت براي آينده وجود نخواهد داشت و در عوض اطمينان جايگزين آن خواهد شد.
وقتي شما خدا را عبادت مي كنيد, چيزي كه قبول داريد اين است كه يك شعور الهي وجود دارد كه مسئول خلق و مراقبت از مخلوقش مي باشد. اما در همان زمان وقتي شما نگران هستيد چيزي كه بيان مي كنيد در واقع این جمله است:
خدايا! اگر چه من قبول دارم كه تو جهان را خلق كرده اي و از آن مراقبت مي كني، اما من در زندگي خودم به اندازه كافي به تو اطمينان ندارم. تو ممكن است گودال هايي را براي من در آينده حفر كني كه من مي توانم داخل آنها بيفتم.
آيا واقعأ فكر مي كنيد كه خدا اين كار را انجام مي دهد كه شما داخل آن بيفتيد و او بتواند به شما صدمه بزند؟ آيا فكر مي كنيد زندگي ما يك جور تنبيه است؟
اعتقاد به خدا و نگراني همزمان با يكديگر متناقض هستند. زندگي ما سرشار از چنين اعتقادات و الگوهاي متناقض مي باشد كه سبب دور كردن پاكيزگي و بي آلايشي در اعمال ما مي شوند. ما بايد كمي عميق تر از حالت معمول فكر كنيم و بايد از چنين اعتقادات متناقض و ساختگي آگاه باشيم.
نگراني در شرايطي ايجاد مي شود كه من از كل هستي جدا باشم، من به هيچ چيز وابسته نباشم و مجبور باشم از خودم مراقبت كنم.
ما همگي به يكديگر وابستگي داريم حتي با گياهان، خورشيد، هوا و غيره. همه ما به همه اين چيزها براي ادامه زندگي خود نياز داريم. نگراني از احساس جدا بودن از كل جهان به وجود آمده است.
فقط براي امروز ، شكرگزار باش
در مورد بسياري از ما اين مسأله بسيار طبيعي است كه مدت زماني را صرف فكر كردن در مورد چيزهايي كه نياز داريم و هنوز بدست نياورده ايم, بكنيم. وقتي ما اين كار را انجام مي دهيم در واقع سيگنال هايي را به ضمير ناخودآگاه خود ارسال مي كنيم, و تأكيد مي كنيم كه اين چيزها را نداريم. با اين عمل, بر روي كمبودي در زندگي خود تأكيد مي كنيم.
ضمير ناخودآگاه ما گوش مي دهد و اطاعت مي كند. بنابراين كم كم رسیدن به آن چيزهايي كه نياز داريم براي ما مشكل تر مي شود. به طوري كه قسمتي از انرژي ما مشتاقانه آرزومند آن چيزهاست در حاليكه قسمت ديگر انرژي آن چيزها را از ما دور مي كند.
اگر به جاي فكر كردن در مورد چيزهايي كه نداريم، براي آن چيزهايي كه داريم شكرگزار باشيم و مطمئن باشيم كه در آينده چيزهايي كه نياز داريم را نيز به دست خواهيم آورد، اين طرز فكر به ما كمك مي كند كه به طور عادلانه بر روي موضوع فراواني، به جاي موضوع فقدانی تمركز كنيم.
قدر شناسي يك احساس سپاسگذاري دائمي در درون مي باشد. بعضي افراد قبل از شروع كلمه سپاسگذاري را بيان مي كنند البته اين كلمه بايد احساس شود نه اينكه بيان شود. حتي احساس اين كلمه نيز نبايد تحميل شود، چون در اين صورت حقيقي نخواهد بود.
فقط براي امروز سخت كوش باش (صادقانه)
به معناي تلاش و كار براي زندگي است كه بايد شخص در انجام هيچكدام افراط نكند. در واقع نگه داشتن حد اعتدال در كارهايمان مهمترين نكته است.
يا به عبارتي ديگر فقط براي امروز صادقانه كارهايم را انجام خواهم داد.
روراستي و صداقت در اينجا به معني هيمشه حقيقت را گفتن نمي باشد. صداقت در اينجا به معني روراست بودن با ضمير دروني خود، با صداي دروني خود و با احساسات دروني خود مي باشد.
اگر چه ما هميشه از احساسات حقيقي خودمان در هر موقعيتي آگاه هستيم، اما گاهي اوقات به آنها گوش نمي دهيم يا به آنها توجهي نمي كنيم. ممكن است اين رفتار ناشي از ترس و يا نداشتن شجاعت در عمل به آنچه، احساس مي كنيم باشد.
شما هيچگاه نمي توانيد به ضمير ناخودآگاه خود دروغ بگوييد. هر زماني كه شما گوش ناشنواي خود را به احساسات صحيح خود باز كنيد، ممكن است به شما گفته شود در مورد يك مسأله خاص عملي را انجام دهيد، ضمير ناخودآگاه شما عمل مي كند و بدن شما نيز تحت تأثير واقع مي شود.
روراست بودن با ضمير خود سبب مي شود كه شما قابل اعتماد شويد و اين مسئله به زندگي شما كيفيت و ماهيت خاصي مي بخشد. قابل اعتماد بودن، شما را به كار حياتي مربوط به خودتان راهنمايي مي كند.
فقط براي امروز با مردم مهربان باش
يا فقط امروز من عشق و احترام را به هر موجود زنده اي ابراز مي كنم
اين اصل در مورد احترام به زندگي و داشتن احساس همدردي صحبت مي كند. احساس همدردي و دلسوزي يك خصوصيت الهي است. اين خصوصيت ما را از حيوانات مجزا مي كند.
قبل از اينكه شما بتوانيد احساس همدردي و دلسوزي داشته باشيد، بايد عشق به نفس داشته باشيد، بدون داشتن عشق به نفس، شما نمي توانيد اين عشق را با ديگران تقسيم كنيد.
بسياري از افرادي كه سعي مي كنند احساس همدردي و دلسوزي خود را به ديگران ابراز كند در واقع مي خواهند جاي خالي چيزي را در زندگي خود پر كنند. زندگي آنها فاقد عشق و توجه است و اين باعث مي شود كه متوجه شوند عشق و توجه چقدر در زندگي اهميت دارد . اما آنها سعي مي كنند چيزي را به ديگران بدهند كه خود فاقد آن هستند. اين افراد بايد شيوه هايي را براي كسب عشق به نفس تدبير كنند و فقط در آن زمان است كه احساس همدردي و دلسوزي به طور طبيعي و واقعي وجود خواهد داشت.
يك نكته درباره اصل 4 :
چگونه مي توان از افكار منفي رهايي يافت ؟
اگر شما علت ايجاد افكار منفي را جستجو كنيد. اين مسأله در رهايي شما از افكار منفي كمك به سزايي مي كند. مكانيزم افكار منفي از شرايط موجود ناشي مي شود. ما تحت تأثير محدوديت توانايي هاي خود واقع شده ايم. افكار منفي ناشي از شك و ترديد ما نسبت به توانايي هايمان مي باشد. در اين حالت فكر ما به اين صورت خواهد بود: من توانايي كافي براي به دست آوردن اين را در زندگي خود ندارم.
ما همچنين به اين موضوع محدود شده ايم كه براي به دست آوردن يا افزايش چيزي تنها به داشتن پول بيشتر، نياز است و در نهايت به اين فكر مي افتيم كه چگونه مي توانيم پول بيشتري بدست بياوريم. اين مكانيزم يا مؤثر واقع نمي شود يا نتيجه عكس مي دهد.
به جاي اين، اگر به شما گفته شود چيزي كه براي شما خوب است، و شما در حال حاضر به آن نياز داريد. به دنبال ترقي يا تكميل كار حياتي مطمئنأ براي شما فراهم مي شود، در اين صورت چه احساسي خواهيد داشت؟ زندگي روزمره خود را چگونه تنظيم خواهيد كرد؟ تمام وجودتان ساكت، آرام و قدرتمند خواهد شد، و شما مرك اضطراب و دلواپسي خود را تجربه خواهيد كرد.
مطمئن باشيد كه اين حالت براي شما پيش خواهد آمد، خودتان را دلواپس و نگران موضوعي نكنيد، مضطرب نشويد، مشكوك نباشيد و هيچگونه كشمكش فيزيكي و احساسي نداشته باشيد. آن چيزي كه متعلق به شماست. به شما خواهد رسيد به شرطي كه آرام و مطمئن باشيد. وقتي شما مضطرب باشيد و از اينكه ممكن است مطلوب خود را بدست نياوريد بترسيد، آن چيز كه متعلق به شماست، به شما نخواهد رسيد.
اگر قادر به اين تغيير باشيد، از اينكه موقعيت ها چقدر آسان براي شما فراهم مي شود، متعجب خواهيد شد.
قبل از اينكه به چيزي يا موقعيتي متمايل شويد، لازم است واقعا درباره آن چيزهايي كه به شما تعلق دارد آگاه شويد. خواستن همه چيز يا هر چيزي فقط تلف كردن وقت و انرژي شما مي باشد.
شما بايد از قدم بعدي خود در زندگي آگاه باشيد. چيزي كه شما در حال حاضر براي انجام بهتر كار و كمك به خلاقيت خود نياز داريد، چيست؟ چيزي كه به شما كمك خواهد كرد تا در زندگي خود و در نتيجه به طور غير مستقيم در كمك به جامعه يا جهان خود پيشرفت كيند.
همه ما در اينجا هستيم تا كاري انجام دهيم، كه من آن را ؛كار حياتي؛ نامگذاري كرده ام. شما بايد از كار حياتي خود آگاه باشيد. زندگي كردن با كار حياتي سبب شادي، رضايتمندي، خوشنودي، رشد و ترقي و دور شدن از بيماري ها مي شود. كار حياتي شما كمك به جهان را نيز تا حدي به همراه خواهد داشت.
همه ما در اين كمك سهمي داريم. زندگي دادن و گرفتن است. ( چه شما اين مسأله را قبول داشته باشيد يا نداشته باشيد.) بسته به ميزان و كيفيت كمك شما، در عوض چيزي دريافت خواهيد كرد كه اغلب به صورت پول مي باشد.
بيل گيت كه سيستم اپراتوري ويندوز را در كامپوتر پايه گذاري كرد، در حال حاضر يكي از ثروتمند ترين افراد جهان به حساب مي آيد شايد به اين دليل كه در جهش كمي پيشرفت ما سهم بزرگي داشت.
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 9:55  توسط مريم
|
زمانی مالک یک خانه به تعمیر کاری که دیگ بخار را تعمیر کرده بود پرخاش کرد و گفت که چرا بابت باز و بسته کردن پنج پیچ ۲۰۰ دلار را از او مطالبه می کند.مکانیک در جواب گفت: من بابت باز و بسته کردن پنج پیچ فقط ۵ سنت مطالبه کردم و ۱۹۹ دلار و ۹۵ سنت دیگر بابت کشف این مو ضوع بود که دیگ شما چه عیبی پیدا کرده است.
ضمیر باطن شما هم یک مکانیک ماهر است که از راه و روش درمان هر عضوی از اعضای بدن شما خبر دارد.چنانچه شما به او فرمان بدهید تندرستی آن عضو را بر گرداند او این کار را خواهد کرد ولی شرطش آن است که شما هم شرایط لازم را فراهم کرده و حالت استراحت به خود بگیرید و کارها را آسان بگیرید تا با سهولت به مقصد برسید.. به فکر جزئیات و وسایل کار نباشید ولی از نتیجه و پایان آن کار آگاهی یابید و احساس کنید که مشکل شما اعم از اینکه مربوط به سلامتی شما باشد و مربوط به امور مالی و شغلی ، به خوشی پایان خواهد گرفت.به یاد آورید که چگونه هر بار پس از اینکه مبتلا به یک بیماری سخت می شوید دوباره تندرستی خود را به دست می آورید. به خاطر داشته باشید احساسی که دارید معیار عکس العملی است که ضمیر باطن از خود نشان می دهد . ایده های جدید شما باید ضمانت اجرای حال را داشته باشد نه اینکه به آینده موکول شود .
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 11:20  توسط مريم
|
خوشبخت ترین فرد کسی است که آنچه را که در درونش نهفته است آشکار نموده و از آن بهره بگیرد.
یکی از فلاسفه بزرگ یونانی گفته است : " فقط یک راه برای نیل به آرامش فکر و خوشبختی وجود دارد و آنهم از یاد نبردن حضور خدا در زندگی است.بگذارید از همان صبح که از خواب بر می خیزید و همچنین در طول روز و تا هنگامی که به خواب می روید " او " را از یاد نبرید. "

لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 10:16  توسط مريم
|


