ابله كسي است كه اعتماد مي كند، ابله كسي است كه به رغم تمام تجارب خويش بازهم اعتماد مي كند ، او را فريب مي دهيد به شما اعتماد مي كند، باز او را فريب مي دهيد او اعتماد مي كند، دوباره او را فريب مي دهيد و او اعتماد مي كند. سپس مي گوييد كه او يك ابله است، او نمي آموزد؛ اعتماد او عظيم است، اعتماد او چنان خالص است كه هيچكس نمي تواند آن را آلوده كند. به مفهوم تائو، به مفهوم ذن، يك ابله باش. سعي نكن ديواري از دانش پيرامون خود ايجاد كني. هر تجربه اي كه به سراغت مي آيد، بگذار بيايد، و سپس آن را رها كن. ذهن خود را مدام پاك كن، دربرابر گذشته بمير تا در زمان حال بماني، اينجا و هم اكنون گويي تازه متولد شده اي، گويي يك نوزاد هستي. درآغاز اين كار بسيار دشوار خواهد بود. همه جهانيان از تو سوء استفاده خواهند كرد ... بگذار بكنند. بيچاره ها، حتي اگر مورد فريب و نيرنگ و سرقت واقع شدي، بگذار اينها اتفاق بيفتد، زيرا آنچه كه به راستي از آن توست نمي تواند به سرقت برود، آنچه كه واقعا از آن توست را هيچكس نمي تواند از تو بربايد. و هربار كه نگذاشتي موقعيت ها فاسدت كنند، اين فرصت به صورت يك انسجام دروني در خواهد آمد و روح تو متبلورتر خواهد شد.
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 12:39  توسط مريم
|


