روزی خواننده جوانی برای اجرای برنامه به شهری رفت که تقریبا تمام اهالی آن موسیقی دان بودند. همه جمع شدند که موسیقی این خواننده تازه رسیده را بشنوند. او یک مبتدی بود و فقط الفبای موسیقی را میدانست و معمولا به جاهایی سفر میکرد که مردمش هیچ چیز درباره موسیقی نمی دانستند، تا دانش ناقص اش بزرگ جلوه دهد. ولی در این شهر کارشناسان متبحری بود که موسیقی کلاسیک در خون آنها بود.
روز اجرای برنامه، هنوز اولین آهنگش تمام نشده بود که جمعیت فریاد زد: " دوباره! دوباره!" . به این ترتیب او هشت بار آوازش را تکرار کرد.
دیگر حنجره اش گرفته بود و خسته شده بود. بالاخره گفت:" من عمیقا تحت تاثیر عشق شما قرار گرفته ام، ولی لطفا مرا ببخشید، دیگر بیشتر نه!! از نفس افتاده ام."
آن وقت تماشاچیان یک صدا فریاد زدند: " مجبوری آنقدر بخوانی تا بتوانی درست بخوانی."
در تمام مدت خواننده جوان فکر میکرد که فریادهای " دوباره!" در ستایش از او بوده است. ولی تماشاچیان موسیقی را می شناختند، آنها فریاد زدند: " اگر نفست هم بند آمد، مجبوری آنقدر بخوانی که بتوانی درست بخوانی!"
شما همواره به چرخه زندگی برگردانده می شوید. اما فکر نکنید چون خیلی مهم هستید این اتفاق می افتد، شما دوباره و دوباره به این دنیا می آیید!!!!
در واقع پس فرستاده شدن شما به این دنیا پیغام خداست، تا آنقدر به خواندن ادامه بدهید که درست خواندن آواز زندگی را فرا بگیرید. شما این تمرین را لازم دارید ، این تکرار را، زیرا همواره به او رجعت کرده اید بدون اینکه کامل شده باشید.
خداوند نمی خواهد که ما ناقص و نا تمام باشیم. تنها کامل شده ها از طرف او پذیرفته می شود.
"اوشو"
http://www.cloob.com/clubname/faramarz
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 11:11  توسط مريم
|
هر چیزی كه به زندگی شما وارد می شود خود شما آن را جذب خود می كنید و به واسطه تصویری كه از آن در ذهن خود نگه میدارید جذب شما می گردد . این همان طرز تفکر شماست به عبارت ساده تر هرچه در ذهن شما بگذرد همان را جذب خود خواهید کرد. فکر می كنید كه چرا یك درصد از جمعیت جهان تقریبا نود و شش درصد از كل درآمد دنیا راكسب می كنند؟ فكر می كنید این امر اتفاقیست؟ اصلا اتفاقی نیست . این طور طراحی شده است . این افراد یك واقعیت را می دانند : آنها به این راز پی برده اند. نقش ما به عنوان انسان این است که فکر چیز هایی که می خواهیم را در ذهن خود نگه داریم و این را كاملا روشن كنیم كه چه می خواهیم و از آنجا شروع كنیم به فعال كردن بزرگترین قانون هستی كه همان قانون جذب است. شما نه تنها به چیزی تبدیل می شوید كه بیشتر به آن فكر می كنید بلكه چیزی که خیلی به آن فکر می کنید را هم جذب می كنید هر چیزی را که در ذهنتان تصور می كنید در این جا خواهید داشت و این اصل را می توان در سه عبارت ساده خلاصه كرد: " افكار تبدیل می شوند به پدیده ها"
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 13:6  توسط مريم
|


